رستنی ها کم نیستمن و تو کم بودیمخشک و پژمرده و تا روی زمین خم بودیم…گفتنی ها کم نیست من وتو کم گفتیم مثل هذیان دم مرگاز آغاز چنین در هم و بر هم گفتیم…دیدنیها کم نیستمن و تو کم دیدیمبیسبب از پاییزجای میلاد اقاقی ها را پرسیدیم…چیدنی ها کم نیستمن و تو کم چیدیموقت گل دادن عشق روی دار قالیبیسبب حتی پرتاب گل سرخی را ترسیدیم…خواندنی ها کم نیستمن و تو کم خواندیممن و تو ساده ترین شکل سرودن را در معبر بادبا دهانی بسته واماندیم…من و تو کم بودیممن و تو اما در میدانهااینک اندازه ما میخوانیمما به اندازه ما میبینیم ما به اندازه ما میچینیمما به اندازه ما میگوییمما به اندازه ما میروییم…من و تو کم نهکه باید شب بیرحم وگل مریم وبیداری شبنم باشیم…من و تو خم نه و در هم نهو کم هم نهکه می باید با هم باشیم…من و تو حق داریمدر شب این جنبشنبض آدم باشیم….من و تو حق داریمکه به اندازه ما هم شدهبا هم باشیم
برچسب: رستنی ها کم نیست,رستنی ها,رستنی ها کم نیست فرهاد,
نویسنده: سارا صادقی
تاريخ: دوشنبه
24 آبان
1395 ساعت: 4:04